“خوراك جيگر خوردن و ..........(تو رو خدا بخونين و بخندين)”
اولين باري كه براي بچه ها خوراك جگر درست كردم هيچ وقت يادم نمي ره.
غذا رو كشيدم و بچه ها و شوهرم را براي خوردن شام صدا زدم،
پسر كوچكم غذا را بو كرد و اخم هايش رفت توي هم…
دخترم هم با غذايش بازي بازي مي كرد ولي حاضر نبود لب بزنه.
به بچه ها گفتم:“ممكنه بوي خوبي نده اما خيلي خوشمزه است، يه كوچولو امتحان كنيد…
اصلا مي دونيد اسم اين غذا چيه؟ يه راهنمايي مي كنم بهتون…
باباتون گاهي منو به همين اسم صدا مي زنه.”
“ نخور! نخور! تاپاله است !”