موضوع :
اخبار و رسانه
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۳ و ۳۶ دقيقه و ۳ ثانيه بعد از ظهر
عنوان :
“جومونگ تاريخ ايران را به يغما برد”
نويسنده وبلاگ «تلويزيون مجازي» در مطلبي آورده است: بدبختانه عدم
شناخت نسل امروز نسبت به تاريخ باشكوه ايران باعث شده است كه بسياري از
داشتههاي خويش را در دستان ديگران ببينيم و لذت هم ببريم!
سريال افسانه جومونگ (ساخته كشور كره
جنوبي) در واقع بخشي از تاريخ ايران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را
لاك گرفته و بر آن سرزمين «بويو» گذاردهاند فرمانروايي ايران را هم سلسله
«هان» ناميدهاند. در تاريخ سلسله (هان) سواره نظام زرهپوش وجود ندارد
اين سواره نظام بنا بر همه اسناد تاريخي مربوط به ارتش پارت ايران بوده
است.
يكي از افسران سپاه آهنين ايران در دوران اشكاني (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پيش از ميلاد) در پايين عكس ديده ميشود:

وقتي از درگيري دولت هان با ياغيان
صحبت ميشود و بدين خاطر، بويو دست به حمله به مناطق اطراف خود ميزند، در
واقع زماني است كه فرمانروايي ايران با ياغيان هوسپائوسينس (شورشگر تازي)
و گوردي ين، آديابن و اُسرائن در باختر و سكاييان در خاور مشغول جنگ است
در ضمن مهمترين نكته آنكه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به
فرمانروايي تنها در ايران باب بوده است مهرداد پادشاه اشكاني در ارمنستان
(بخاطر آنكه بي طرفي كشورش را زير پا گذارده و از روميان حمايت نمود) وارد
كارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خويش نمود و تيگران پسر
آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رويدادهاي بعدي باعث مداخله
دوباره ايران شد و ارتش پارت، تيگران را به عنوان شاه بر صندلي پادشاهي به
جاي آرتاواز قرار داد. كشور بي ريشه كره با استفاده از تمثيلهاي ايراني
براي خود تاريخ ميسازد در سريال يانگوم نخستين رستم زاد (سزارين) را به
يانگوم منتسب كردند و حال در دل تاريخ اشكاني ما براي سرزمين چوسان خود
هويتي حماسي ميسازند. بايد با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه
رسانههاي مسئول نسبت به هويت و تاريخ ملي ايران كشورهايي نظير كره بجاي
ما، آنها را به نام خود نموده و در نهايت ما ميمانيم و مشتي تاريخ غير
ايراني!

به قول «ارد»، بزرگ انديشمند و متفكر
ايراني: سرزميني كه اسطورههاي خويش را فراموش كند به اسطورهاي كشورهاي
ديگر دلخوش ميكند فرزندان چنين دودماني بي پناه و آسيب پذيرند.
براي شناخت بيشتر و بهتر تاريخي كه
كشور كره جنوبي به يغما برده است نظر شما را به بخشهاي از تاريخ دودمان
اشكانيان و پارتهاي ايران جلب ميكنم:

به مهرداد دوم پادشاه ايران زمين گفتند
در كشورداري صبوري كنيد اردوان پدر شما و همين طور فرهاد پدر بزرگتان خيلي
زود كشته شدند. مهرداد گفت در حالي كه هوسپائوسينس (شورشگر تازي) و گوردي
ين، آديابن و اُسرائن در باختر و سكاييان در خاور به جان مردم ايران
افتاده و كشتار ميكنند سكوت و نرمش به چه معناست. كشته شدن در اين شرايط
بسيار با ارزش تر از زندگي در خفت و ننگ است.
شجاعت پادشاه ايران مهرداد اشكاني گوياي اين سخن ارد بزرگ است كه: برآزندگان و ترس از نيستي؟! آرمان آنها نيستي براي هستي ميهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ايران بازسازي شود استراتژي نظامي خاص اشكانيان،
جنگهاي نامنظم توسط كمانداران ورزيده بود كه شالودهء ارتش اشكاني را
تشكيل ميدادند. گروههاي سواركار چالاك و كمانداران قابلي كه ميتوانستند
در حال سواركاري، از هر سويي، هر هدفي را نشانه روند. علاوه بر اين،
تمرينات گروهي پيوسته آنها،در ميدان نبرد، الگوهاي نامنظم ولي هدفمندي از
حركت اسبها را ايجاد ميكرد، كه به نحوه اي غير قابل پيشبيني،به هر سمت و
سويي ميتاختند و به طور فردي يا گروهي شليك ميكردند. بخش ديگر سپاه
مهرداد دوم سواره نظام زرهپوش ايران كه در باختر به آن سواركاران شواليه
و در خاور به آنها سواركاران آهنين ميگفتند تشكيل ميداد تمام بدن آنها و
حتي بدن اسبهايشان پوشيده از آهن بوده و بدين شكل هر سپاهي را شكافته و
به تسليم وادار مينمودند.

فرمانرواي ايران ياغي هان باختر و خاور
را مطيع خويش نمود و با ووتي فغفور فرمانرواي چين از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸
پيش از ميلاد) روابط سياسي و بازرگاني برقرار نمود.
مهرداد دوم دوباره شكوه را به ايران بازگرداند …
برچسب ها
:
,
,
,