| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت

بالاترين در وبلاگ يا وبسايت شما
شما ميتوانيد با قرار دادن كد زير در وبلاگ و يا وبسايت خود آخرين مطالب بخش بالاترين را در وبلاگ خود داشته باشيد

<script language="javascript" type="text/javascript" src="http://www.choogh.com/balast.php"></script>

موضوع :

اخبار و رسانه

۱ راي


۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳ و ۱ دقيقه و ۱۸ ثانيه بعد از ظهر

عنوان :



“محسن چاوشي عيد 88 ازدواج مي كند”




 

 

 

 

 

 

 

توي عيد امسال چي كار مي‌كني؟

يك اتفاقي قرار است بيفتد كه شايد گفتنش زياد جالب نباشد.

 اين اتفاق مهم چه چيزي است كه حالا عيد را انتخاب كرده اي؟

(آهاري و چاوشي همديگر را نگاه مي‌كنند و مي‌خندند اما بالاخره محسن اين وظيفه را به عهده محمد رضا مي‌گذارد.) قرار است مراسم عروسي‌اش را برگزار كند.

چاوشي: عقد كرده بوديم ولي فرصت نمي‌شد كه مراسم عروسي را برگزار كنيم. البته در تهران نيست، اهواز برگزار مي‌كنيم وگرنه دعوتتان مي‌كردم.

 

قرار نيست در تهران مراسم بگيري؟

نه، چون خانم من اهوازي است و  خودم هم كه خرمشهري هستم.

 

از كي ساكن تهران شده اي؟

يك ساله بودم كه جنگ شد. از خرمشهر به شهرهاي مختلف مهاجرت مي‌كرديم، كرمانشاه، آبيك قزوين كه 2 روز بيشتر آن جا نبوديم، مشهد و بعد تهران.

 

بهترين عيدي‌اي كه گرفته اي چي بوده؟

براي قديم است كه يك 100 توماني عيدي گرفتم، كه پدرم به من داد.

 چي عيدي مي‌دهي؟

خب به كي؟ (مي‌خندد) من فعلا درگير ازدواجم، نه عيدي مي‌دهم و نه عيدي مي‌گيرم.

 

هيچ وقت شده براي عيد ترانه اي بخواني؟

اصولا در عيد همه شادند. من كه صدايم به درد اين كارها نمي‌خورد…. واقعا من چي بخوانم؟

 

 فرهاد با آن صدايي كه داشت «بوي عيدي…» را خواند، اتفاقا يكي از ماندگارترين قطعات ايراني هم شد.

شايد براي سال بعد اين كار را كردم. (نگاهي به آهاري مي‌كند.) توي ذهن دارم.

 

بهترين خاطره از ايام عيد؟

(مكث) خاطره خوب ندارم. من هميشه غمگينم.

 

 اهل مسافرت هستي؟

مسافرت زياد مي‌روم. از الان براي سال بعد هم برنامه ريزي كرده ايم.

آهاري: مسافرت كه تا دلتان بخواهد مي‌رود (خنده جمع)

 

چرا مسافرت را ترجيح مي‌دهي؟

چون كار ما واقعا يكنواخت مي‌شود. بارها بايد يك چيز را تكرار كني تا به آن دلخواهت برسي، از آهنگسازي گرفته تا خواندن، ميكس و مسترينگ. شايد ما يك ميليون بار يك قطعه را بشنويم (مي‌خندد)

 

با اين حساب براي هر آهنگ يك مسافرت مي‌روي؟

(مي‌خندد) بعضي وقت‌ها‌ هم وسط يك آهنگ مي‌روم!

 

تا حالا قطعه اي از كارهايت را هديه داده اي؟

- نه. دلم مي‌خواست براي امام حسين (ع) اين كار را انجام بدهم كه دادم. براي محرم امسال يك كار خواندم كه براي پخش دير به دست صدا وسيما رسيد و شنيده نشد.

 

مطمئنا هر قطعه اي  كه مي‌خواني داستان خاصي دارد. يكي از آنها را برايمان بگو.

همه اين قطعات، عاشقانه‌ها‌ي من و حسين صفا بوده اما «كجاست بگو» را خيلي دوست دارم. آهنگ پنجم يعني «تو چنگ را براي بهار…» را هم دوست دارم، واقعا خاطره انگيز است.

يكي از داستان‌ها‌ را بگو.

يك اتفاقي افتاد و من يك شب پياده در جاده چالوس راه افتادم. وسط راه محمد رضا دنبال من آمد و در اتوبان مرا سوار كرد. زماني كه به خانه رسيدم ملودي«كجاست بگو» را ساختم.

آهاري: فردايش كه رفتم محسن اين ملودي را براي من گذاشت.

 


 

برچسب ها

:

محسن چاوشي

,

عيد 88

,

ازدواج



Furl this Post! Bookmark Post in Technorati Add Post to del.icio.us Digg this Post! Add To Balatarin Add To 100 C

ارسال ديدگاه

۳۰۰ كاراكتر ديگر مجاز است

مطالب ديگر ارسال شده توسط كاربر

مشكل آپلود عكس بر طرف شدمديريت سايت تغيير يافت! + نكته مهم در باره سايت چوقجومونگ تاريخ ايران را به يغما بردزندگي نامه ورگ ويكرنسهواپيما‌ها دست از سرمان برنمي‌دارندمحسن چاوشي عيد 88 ازدواج مي كندسمند طلايي يك ميلياردي در تهراناخبار 8:30 در سال 1450 شمسيروستائيان و فقراي شهري بيش از سايرين از حذف يارانه‌‏ها آسيب خواهند ديدسوتي جديد در مجموعه يوزارسيف