ستايش
كاش يكي بود ، يكي نبود اولِ قصهها نبود
اون كه تو قصه مونده بود ، از اون يكي جدا نبود
ماه پيشوني رها بود از طلسمِ ديواي سياه
پلنگِ عاشق ميپريد تا لبِ شيروونيِ ماه
سياوشِ شاهنامه رُ كاش كسي گردن نميزد
كاش كسي توي قصهها از عاشقي تن نميزد