۲۷ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۲ و ۴۷ دقيقه و ۱۱ ثانيه بعد از ظهر
عنوان :
“عاشق تنها”
امشب همه چيز رو به راه است همه چيز آرام.....آرام ... باورت مي شود ؟ ديگر ياد گرفته ام شبها بخوابم با ياد تو تو نگرانم نشو
همه چيز را ياد گرفته ام ! راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام
ياد گرفته ام كه چگونه بي صدا بگريم ياد گرفته ام كه هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا كنم تو نگرانم نشو !!
همه چيز را ياد گرفته ام ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنكه تو باشي
ياد گرفته ام ....نفس بكشم بدون تو......و به ياد تو ياد گرفته ام كه چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن... و جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر كنم تو نگرانم نشو
همه چيز را ياد گرفته ام ياد گرفته ام كه بي تو بخندم..... ياد گرفته ام بي تو گريه كنم...و بدون شانه هايت....
ياد گرفته ام ...كه ديگر عاشق نشوم به غير تو.../ /
ياد گرفته ام كه ديگر دل به كسي نبندم .... و مهمتر از همه ياد گرفتم كه با يادت زنده باشم و زندگي كنم اما هنوز يك چيز هست ... كه ياد نگر فته ام ... كه چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاك كنم ... و نمي خواهم كه هيچ وقت ياد بگيرم .... تو نگرانم نشو !!