| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت


“تــــــــــــولـــــــــــــدم مبــــــــــارك”

  ( ۳ نظر )

۱ راي


۱۷ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ و ۲۳ دقيقه و ۸ ثانيه ظهر

تولدم مبارك تولدم مبارك تولدم مبارك تولدم مبارك تولدم مبارك چقد بده اون كسي كه بايد بت تبريك بگه نباشه كه بگه!

ادامه مطلب ...





“دوستاي گلم حتمي بخـــــــونن/اين وبلاگ رو ببينيد/خيلي قشنگه/ببينيد هاااااااااا.منتظرم”

  

۰ راي


۱۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۶ و ۴۹ دقيقه و ۵۰ ثانيه صبح

سلام دوستاي گلم.بالاخره چوق هم درست شد.اين آدرسي كه واستون ميزارم وبلاگه منه دوست دارم بريد ببينيد /ميدونم خوشتون ميياد.حتمي سر بزنيد واسمم نظر بزاريد كه بدونم از بچه هاي چوق هستيد منتظرتون ميمونم ها بيايد.نظر يادتون نره/منتظرم www.keshteban021.blogfa.com

ادامه مطلب ...





“موسوي...احمدي نژاد....آخه چرا با اين كشور اينجور ميكنن/عكسارو نگاه كنيد/خودتون بگيد؟تورو خدا نكنين”

  ( ۲۸ نظر )

۱ راي


۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴ و ۲۳ دقيقه و ۴۲ ثانيه صبح

سلام دوستاي گلم ميخواستم درباره ي اين تظاهرات و اين حرفا بگم واستون/ آخه چرا هر روز بايد جونامون كشته يا زخمي شن؟ من خودم طرفداره آقاي موسوي بودم به اونم راي دادم اما اون رييس جمهور نشد حالا يا بد يا خوب كاري نميشه كرد پس اين تظاهرات واسه چيه؟ مثلا با اين كار ميخواين انقلاب كنين؟ فكر ميكنيد ميتونيد يا ميشه؟ بخدا نه ميشه نه ميتونيد/ خودتونم ديديد كه تا حالا چند نفر مردن و جنازه هاشون رو هم پيدا نكردن/ با اين كارا هيچي نميشه فقط به نفع امريكا و كشورهايي مثله ا ...

ادامه مطلب ...





“عششششششششششششششق/معشوقققققق/ديوانگي/زندگي/مرگ/بخونننييييييييييييييييييييييييد.هاااااا”

  ( ۲ نظر )

۶ راي


۱۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ و ۱۶ دقيقه و ۲۸ ثانيه شب

قدرداني از زندگي قدر ۷ سال زندگي رو دانشجوي رشته ي پزشكي مي دونه. قدر ۴ سال زندگي رو دانشجوي كارشناسي كه مشروط شده مي دونه. قدر ۲ سال زندگي رو سرباز فراري مي دونه. قدر ۹ ماه زندگي رو مادري كه فرزندش رو مرده به دنيا مياره مي دونه. قدر ۱ ماه زندگي رو فقط روزه دار مي دونه. قدر ۱ هفته زندگي رو سردبير يك هفته نامه مي دونه. قدر ۱ روز زندگي رو كارگري كه يك روز زحمت كشيده مي دونه. قدر ۱ ساعت زندگي رو عاشقي كه سر قرار منتظر معش ...

ادامه مطلب ...





“بابا شكايت دارم مدير اين چوق كجاست؟يعني چي اين چه وضعيي؟ها؟4سال تو بلاگفا وبلاگ نويسي كردم تا ح ...”

  ( ۳ نظر )

۰ راي


۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ و ۴۰ دقيقه و ۲۰ ثانيه صبح

بابا ريده شده تو اعصابم اين چوق مدير نداره؟ امنييت نداره؟ چي داره؟ بيشتر مطالبه وبلاگم پاك شدن 4 ساله تو بلاگفا وبلاگ دارم والا يك بارم همچين كارايي پيش نيومده اين همه زحمت ميكشيم وب مينيويسيم يك شبه بايد همش پاك شه؟ هيچ كس هم نيست كه به داد آدم برسه مديره چوق كجاست؟ ؟ خيلي زور داره اينجوري شه./

ادامه مطلب ...





“نخوني ضرر كردي من كه گفتم”

  ( ۲ نظر )

۱ راي


۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ و ۱۰ دقيقه و ۳۶ ثانيه ظهر

روزي پدري در اتاق خود به شدت سرگرم كار بود و مشغول بررسي نامه ها و تنظيم قرار ملاقات و ... بود. به طوري كه وقتي دخترش به او نزديك شد متوجه نشد. دختر پس از كمي سكوت گفت: - بابا چيكار مي كنيد؟ - دخترم دارم قرار ملاقات هام رو توي دفترم مي نويسم. باز مجدداً دختر پس از چند لحظه سكوت گفت: - بابا آيا اسم من هم در اون دفتر هست؟ درسته ما آدمها انقدر خودمون رو سرگرم زندگي مي كنيم كه خيلي ها رو فراموش مي كنيم. اين دنياي بزرگ اونقدر مشغله براي ما مي تراشه كه واقعاً ...

ادامه مطلب ...





“وصيت”

  

۰ راي


۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ و ۵۶ دقيقه و ۵۳ ثانيه صبح

به پروردگار آسمان عاشقان ساقيا پيمانه ايرا لبريز كن هر چه دا ري در دهان سرريز كن ساقيامي ده كه مدهوشم كند بي خبر از حال و بيهوشم كند ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشكسته ام درشصت توست بميرد آنكه غربت را بنا كرد تورا از من، مرا از تو جدا كرد عشق من تو باش نه براي اينكه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها تر ...

ادامه مطلب ...





“گفتم...”

  ( ۱ نظر )

۳ راي


۱۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۱ و ۴۱ دقيقه و ۵۸ ثانيه بامداد

مي گفت عا شقم ، دوستش دارم و بدون او هيچم و براي او زنده هستم... او رفت و تنها ماند .... زندگي كرد و معشوق را فراموش كرد... از او پرسيدم از عشق چه مي داني ؟ برايم از عشق بگو.... گفت:عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!! گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالي خوش... گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است.... گفت:خواستن و گرفتن و براي خود كردن است.... گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهاي زود.... گفت: عشق دروغي بيش نيست.... ********************************* ...

ادامه مطلب ...





“جنون عشق”

  ( ۱ نظر )

۳ راي


۱۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۱ و ۴۰ دقيقه و ۵۷ ثانيه بامداد

جنون عشق ماشين رو زد كنار اتوبان و موبايل رو درآورد و شماره گرفت ! الو ... الو ... حميد ! تورو خدا قطع نكن ، فقط گوش كن ، منو ببخش ! از اين حرفي كه زدم منظوري نداشتم ، نميتونم حتي تصور كنم كه بدون تو زندگي كنم ، الو .... ( قطع تلفن ) اشك تو چشماي قشنگ دختر جمع شده بود . حركت كرد ! ۶۰ .... ۸۰....۱۰۰....۱۲۰....۱۴۰... و .... چشم هاشو بست ۱۶۰ و ..... موبايل دخترك زنگ زد ! ولي كسي نبود كه جواب ب ...

ادامه مطلب ...





“فرق عشق با ازدواج”

  ( ۱ نظر )

۳ راي


۱۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۱ و ۳۹ دقيقه و ۱۳ ثانيه بامداد

فرق عشق با ازدواج شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني... شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: چه آوردي ؟ با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق ...

ادامه مطلب ...



۱