| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت

بالاترين در وبلاگ يا وبسايت شما
شما ميتوانيد با قرار دادن كد زير در وبلاگ و يا وبسايت خود آخرين مطالب بخش بالاترين را در وبلاگ خود داشته باشيد

<script language="javascript" type="text/javascript" src="http://www.choogh.com/balast.php"></script>

موضوع :

جامعه و اجتماع

۰ راي


۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸ و ۴۳ دقيقه و ۱ ثانيه صبح

عنوان :



“534”




ميدون ونك وايسادم منتظر يه ماشين سوار شم بيام سمت خونه. طبعن داغون‌ترين ماشين دنيا نصيبم مي‌شه گله‌اي هم ندارم سوار مي‌شم. دو تا دختر هم ميان مي‌شينن عقب، ميگم آقا بيا بشين بريم، من حساب مي‌كنم اون يه نفر ساب مرده‌رو. تحمل ندارم با اون صداش هي داد بكشه بغل گوشم  شهرك يك نفر شهرك يك نفر.

راننده يه پيرمرد با گوش‌هايي اندازه يك كف دست يه لباس مردونه چرك سفيد كه ديگه رنگ رويي نداره هم تنشه يه جليقه بافتني سبز آبي گوله‌گوله شده هم پوشيده رو لباس مردونه‌اش. شلوار مردونه كرمي‌هم تنشه با كفش‌هاي مردونه نوك تيز قهوه‌اي.

اتوبان چمران تقريبا با سرعت هفتاد، هشتاد تا داره ميره. زمين زمان داره تو ماشين مي‌لزره هر آن ممكنه ماشينش از هم بپاچه. احساس مي‌كنم در ماشين درست بسته نشده آروم در باز مي كنم دوباره محكمتر مي‌بندم يه نگاهي به من مي‌كنه ميگه كي بود كرايه نداد پياده شد؟

 


 

برچسب ها

:

اتوبان چمران

,

ميدون ونك



Furl this Post! Bookmark Post in Technorati Add Post to del.icio.us Digg this Post! Add To Balatarin Add To 100 C

ارسال ديدگاه

۳۰۰ كاراكتر ديگر مجاز است

مطالب ديگر ارسال شده توسط كاربر

آلبوم مهرباني با صداي خسرو شكيباييسن والدين با خطر جنون در كودكان مرتبط استآهنگ جديد و فوق العاده زيباي نانسي عجرم با نام Salimouli Alieh ! با 3 كيفيت (ارجينال)پسر و مادر كورتصوير بلعيده شدن كانگورو توسط مارمراحل ساخت كندو و توليد عسل توسط زنبورها در يك ظرف شيشه اي !مراقب ويروس هاي جديد در آستانه‌ي كريسمس باشيد!نقاشيهاي شگفت انگيز با شليك تفنگ !رفتار با كودكانهر چه هستي ، باش