 |
: وضعيت |
| hana-saye |
: نام كاربري |
| ۱۴ دى ۱۳۸۷ |
: تاريخ عضويت |
 |
۳۸۰۸۴ |
|
: موجودي |
|
: امتياز |
| ۵۰۹۴ بار پربازديدترين ها |
: نمايش |
|
| ♥☺☻saye☻☺♥ |
: نام |
| وارد نشده است |
: نام خانوادگي |
| ۲۰ اسفند ۱۳۶۷ |
: تاريخ تولد |
| ليسانس |
: تحصيلات |
| دانشجوي ليسانس فعلا |
: شغل |
| زن |
: جنسيت |
| مجرد |
: وضعيت تاهل |
| وارد نشده است |
: آدرس ايميل |
| وارد نشده است |
: آدرس وبسايت |
| ۱۶۵ الي ۱۷۰ سانتيمتر |
: قد |
| ۵۰ الي ۵۵ كيلوگرم |
: وزن |
| رنگ هاي ديگر |
: رنگ چشم |
| خرمايي |
: رنگ مو |
| سفيد |
: رنگ پوست |
| ورزشي |
: وضعيت بدني |
| زيبا و خوشتيپ |
: وضعيت ظاهري |
| ایران |
: كشور |
| تهران |
: استان |
| هيچستان |
: شهر |
| من اينجا براي دل خودم مينويسم . دلي كه براي سايه اش ميتپد و سايه اي كه براي تنش زنده ست . من اينجا از عشق نوشتم از دلتنگي از حسرت از نوميدي از بي مهري و گهگاهي از رطوبت باران و گرماي خورشيد ... دل من دلخوش همين ثانيه ها و همين حرف هاست .. دلخوش صداي كسي ست كه اولين بار عشق را برايم ترجمه كرد . دلخوش همين نوشتن و خواندن و فهميدن يا درك نكردن .. زنده به همين ديوانگي هاست ... دل من اين است .. مي شناسيش ؟ |
: درباره من |
| هيچيو همه چي |
: علايق |
| پنداروكرداروگفتار نيكو فراموش نكنيد |
: پيام ها |
|
سيروان
جاي پنج شاخه ي انگشتهاي تو /كه مثل پنج حرف حقيقت بودند /چگونه روي گونه من مانده ست
سيروان
سلام اي غرابت تنهايي /اتاق را به تو تسليم ميكنم /چرا كه ابرهاي تيره هميشه /پيغمبران آيه هاي تازه تطهيرند/و در شهادت يك شمع /راز منوري است كه آنرا /آن آخرين و آن كشيده ترين شعله خواب ميداند /ايمان بياوريم /ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
سيروان
سيمرغ كوه قاف رسيدن گرفت باز/مرغ دلم ز سينه پريدن گرفت باز----
مرغي كه تا كنون ز پي دانه مست بود/درسوخت دانه را و طپيدن گرفت باز---چشمي كه غرقه بود به خون در شب فراق/آن چشم روي صبح به ديدن گرفت باز
پانته آ صبور
عشق قصهاي نيست كه با يكي بود يكي نبود شروع بشه ! عشق كلاغي بود كه هرگز به خونش نرسيد . . .
amir
ز پيشنهادم ناراحت نشو منظوري نداشتم اميدوارم كه منو ببخشي
h0ssin
كلمه قبليم رو اشتباه نوشتم ببخشيد
|