دشت ها آلودست در لجنزار گل لاله نخواهد روييد در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟ فكر نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم گل گندم خوب است گل خوبي زيباست اي دريغا كه همه مزرعه ي دل ها را علف هرزه ي كين پوشانده ست هيچ كس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست و همه مردم شهر بانگ بر داشته اند كه چرا سيمان نيست و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست . حميد مصدق ـ تابستان ۵۷