| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت

بالاترين در وبلاگ يا وبسايت شما
شما ميتوانيد با قرار دادن كد زير در وبلاگ و يا وبسايت خود آخرين مطالب بخش بالاترين را در وبلاگ خود داشته باشيد

<script language="javascript" type="text/javascript" src="http://www.choogh.com/balast.php"></script>

موضوع :



۰ راي


۱۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲ و ۴۶ دقيقه و ۳۸ ثانيه بعد از ظهر

عنوان :



“چرا چنين ؟”




بغضهاي كال من ، چرا چنين ؟
گريه هاي لال م ، چرا چنين ؟
جزر و مد يال آبي ام چه شد ؟
اهتزاز بال من ، چرا چنين ؟
رنگ بالهاي خواب من پريد
خامي خيال من ، چرا چنين ؟
آبگينه تاب حيرتم نداشت
حيرت زلال من ، چرا چنين ؟
دل مجال پايمال درد بود
تنگ شد مجال من ، چرا چنين ؟
خشك و خالي و پريده لب دلم
كاسه ي سفال من ، چرا چنين ؟
داغ تازه ي تو ، داغ كاغذي
داغ دير سال من ، چرا چنين ؟
هر چه و همه ، تمام مال تو
هيچ و هيچ مال من ، چرا چنين ؟
سال و ماه و روز تو چرا چنان ؟
روز و ماه و سال من ، چرا چنين ؟
در گذشته ، سرگذشتم اين نبود
حال، شرح حال م ، چرا چنين ؟
اي چرا و اي چگونه ي عزيز !
چرأت سوال من ، چرا چنين ؟
 

قيصر امين پور

 


 

برچسب ها

:


Furl this Post! Bookmark Post in Technorati Add Post to del.icio.us Digg this Post! Add To Balatarin Add To 100 C

ارسال ديدگاه

۳۰۰ كاراكتر ديگر مجاز است

مطالب ديگر ارسال شده توسط كاربر

عشق!لعنتمانكن ٭تا به حال در نگاه ِ مانكن هاي پلاستيكي دقيق شده ييد؟چرا چنين ؟در برابر خداسرود ناندو هايكو