۱۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲ و ۴۶ دقيقه و ۳۸ ثانيه بعد از ظهر
عنوان :
“چرا چنين ؟”
بغضهاي كال من ، چرا چنين ؟ گريه هاي لال م ، چرا چنين ؟ جزر و مد يال آبي ام چه شد ؟ اهتزاز بال من ، چرا چنين ؟ رنگ بالهاي خواب من پريد خامي خيال من ، چرا چنين ؟ آبگينه تاب حيرتم نداشت حيرت زلال من ، چرا چنين ؟ دل مجال پايمال درد بود تنگ شد مجال من ، چرا چنين ؟ خشك و خالي و پريده لب دلم كاسه ي سفال من ، چرا چنين ؟ داغ تازه ي تو ، داغ كاغذي داغ دير سال من ، چرا چنين ؟ هر چه و همه ، تمام مال تو هيچ و هيچ مال من ، چرا چنين ؟ سال و ماه و روز تو چرا چنان ؟ روز و ماه و سال من ، چرا چنين ؟ در گذشته ، سرگذشتم اين نبود حال، شرح حال م ، چرا چنين ؟ اي چرا و اي چگونه ي عزيز ! چرأت سوال من ، چرا چنين ؟