مسعود ...
چندينو چند سال كنار من بودمثل خورشيد و شب ستاره تك بودشب بوي آشناش از چشام محو مي شداز بوي آشناش كابوسام محو مي شدصبح سوي واژه هاش تو دلم گرم مي شدخلق و خوي عاشقاس كه دلمو ره مي بردمي گفت اين ديگه خودشه ايني كه همهدست جنس بهش اعتماد كنم چيزه هميشگيه تو بشه ولي هنوز شك بود با اينكه تك بوداز بس كه ...