| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت

بالاترين در وبلاگ يا وبسايت شما
شما ميتوانيد با قرار دادن كد زير در وبلاگ و يا وبسايت خود آخرين مطالب بخش بالاترين را در وبلاگ خود داشته باشيد

<script language="javascript" type="text/javascript" src="http://www.choogh.com/balast.php"></script>

موضوع :

مطالب عمومي

۶ راي


۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ و ۳۹ دقيقه و ۵۸ ثانيه بامداد

عنوان :



“كسي كه هم بي تو مي ميرد وهم براي تو !”




انتظار واژه ي غريبي است ...


واژه اي كه روزها يا شايدم ماههاست كه با آن خو گرفته ام.


كه چه سخت است انتظار


هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظارهاي فرداهاي من!


خواهم ماند تنها در انتظار تو


چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو، نميدانم؟


شايد روزي بخوانند بر تو، عشق مرا ...


مي دانم روزي خواهي آمد، مي دانم ...

 

گريان نمي مانم، خندانم!


براي ورودت اي عشق.

 

وقتي كه به يادت مي افتم، به ياد خاطراتت ...


نامه هايت را مرور مي كنم، يك بار ... نه ... بلكه صد بار و صدها بار


وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد ...


و اشك شوق بر گونه هايم روانه ميشوند ...


تنها ميگويم هميشه در قلب مني تو  ...


ميدانم كه باز خواهي گشت ... مي دانم!


به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي ...


به ياد او و تقديم به او ...

 


 

برچسب ها

:

Bahman



Furl this Post! Bookmark Post in Technorati Add Post to del.icio.us Digg this Post! Add To Balatarin Add To 100 C

ديدگاه ها

طيبه طلوعي
۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹ و ۵۶ دقيقه و ۲۸ ثانيه صبح

انتظار........... كدام راه است كه پاي خسته رانشناسد؟كام كوچه است كه خالي ازخاطره باشد,وكدام دل هرگزنتپيده به شوق ديدار؟بيا! تابرايت بگويم ازسختي انتظار كه چگونه درديده هاي باراني ,رنگ هذيان به خود مي گيرد.......

fereshte
۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲ و ۲۶ دقيقه و ۱۵ ثانيه بعد از ظهر

اين هم نظر دوباره

ارسال ديدگاه

۳۰۰ كاراكتر ديگر مجاز است

مطالب ديگر ارسال شده توسط كاربر

برايم هميشه ماندگار خواهي بود...Bahmanكسي كه هم بي تو مي ميرد وهم براي تو !دلتنگي من ... باز نويسي غريبانه ... Bahmanمهر ماه ... Bahmanغريبانه ... Bahmanنگين،بهار،فرشته... و Bahmanفراق 2 ... Bahmanغريبانه... Bahmanروبان... Bahmanفرشتــه... Bahman