موضوع :
اخبار و رسانه
۲۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۷ و ۳ دقيقه و ۵۱ ثانيه شب
عنوان :
“rahkar”
١
باسمه تعالي
راهكارهاي پاسخگويي به سوالات و شبهات
حسين سوزنچي
مقدمه
دين برنام هاي براي تمامي زندگي انسان است و كسي كه در مقام آموزش دين برم يآيد بايد خود را براي تبيين
اين برنامه از جهات گوناگون آماده كند
. حضور دين در عرص ههاي مختلف زندگي به طور طبيعي سوالات و شبهات
فراواني را در ذهن دانش آموز ايجاد م يكند و دانش آموزان چون معلم ديني را نماينده رسمي نهاد دين در مدرسه قلمداد
م يكنند براي پاسخ اين اشكالات به او مراجعه م يكنند، به علاوه كه در حين تدريس بسياري از بحثها نيز اين گونه
سوالات مطرح م يشود و اين كار آمادگ يهاي خاصي را در معلم ديني طلب مي كند كه در اين نوشتار به اختصار به
نكاتي چند در اين زمينه كه در فرآيند پاسخگويي به سوالات دانش آموزان م يتواند مفيد واقع شود، اشاره م يكنيم. برخي
از اين موارد، نكاتي است كه معلم ديني قبل از مواجهه با سوال و شبهه بايد همواره بدانها توجه كند تا هنگام مواجهه
هم غافلگير شود و هم تاثير لازم را برمخاطب خويش بگذارد و دسته دوم مواردي است كه در حين پاسخگويي بايد
مورد توجه قرار داد و لذا بحث را در دو بخش ادامه مي دهيم:
الف‐تمهيدات پيش از پاسخ به سوالات و شبهات
۱
. به لحاظ مخاطب:
شناسايي انواع سوالات و شبهاتي و چرايي پيدايش و اقتضائات هريك
:انواع سوالات و شبهاتي كه براي مخاطب
مطرح م يشود را ابتدا بايد به دو دسته كلي تقسيم كرد كه هر يك اقتضائات خاصي دارد
:
معرفتي
: بسياري از سوالات دانش آموزان از اين سنخند، يعني دان شآموز مطلبي را نم يداند يا به طور .a
چرا اسلام با قانون حجاب،
» : نادرست م يداند و لذا سوال يا شبه هاي را مطرح م يكند و مثلا مي پرسد
١
ابتدا بايد ذهنيت ما اين باشد كه اين سوالات ناشي از خصلت «؟ آزادي زنان را محدود كرده است
كما لطلبي و حقيقت جويي است نه ناشي از كفر و بي ديني
. يعني توجه داشت هباشيم كه امر بر دانش آموز
مشتبه شده و چون واقعا خواستار حقيقت
(در اين مثال: آزادي) است چنين مساله اي را مطرح كرده است.
1
براي پاسخ به .« چرا » و سپس سوال كرده «. حجاب محدود كننده آزادي زنان است » . اين هم يك شبهه است . گوينده ابتدا فرض را بر اين گذاشته كه
اين شبهه ابتدا بايد معناي صحيح آزادي را شرح كرد و سپس توضيح داد كه آيا واقعا حجاب كمك كننده به آزادي زن است يا مانع آن
. اين مبنايي است
در پيش گرفته است
. « مساله حجاب » و « اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب » كه شهيد مطهري در دو كتاب
٢
او خواهان آزادي به عنوان يك كمال انساني است و مي پندارد اسلام در مقابل اين خواست فطري او
ايستاده است
. اين ذهنيت كمك فراواني در حل مساله خواهد كرد چرا كه درست روي همين گرايش
كما لطلبي او سرماي هگذاري م يكنيم؛ يعني ابتدا او را تشويق مي كنيم كه آزاد يطلب است، سپس با تبيين
مناسب مفهوم آزادي به وي نشان مي دهيم كه اسلام چگونه با دستورات مختلفش، ازجمله همين دستور
حجاب زمينه آزادي حقيقي و عميق انسان را فراهم كرده است
. اجمالا بايد توجه داشت كه مهمترين
راهكار در اين سوالات در پيش گرفتن روال منطقي است و شرح بيشتر اين مطلب در بخش دوم مباحث
خواهد آمد، ان شاءالله
.
غير معرفتي
: گاهي اوقات شبهات و سوالات دانش آموزان ناشي از جهل نيست ،بلكه تحت تاثير يك .b
سلسله عوامل،مايل يا حتي مجبور به اتخاذ موضعي شده است
. برخي از اين دسته شبهات را مي توان
شبهات انفعالي ناميد، يعني يك پديده خارجي مانند رخدادن وقايع ناگوار، فوت عزيزان، وقوع سيل و
زلزله، و
... فشار روحي شديدي بر شخصيت دان شآموز وارد كرده كه به خاطر آن او وجود خدا، عدالت
خدا، و
.... را زير سوال م يبرد؛ كه نمونه اين دسته شبهات را بعد از وقوع زلزله بم شاهد بوديم. ساير
شبهات اين دسته را مي توان شبهات ايجابي نام نهاد ، يعني فشار يك عامل دروني در انسان همانند تمايل
به هنجا رشكني، فشار غريزه جنسي و
... وي را وادار ساخته مطلبي را مطرح كند؛ كه نمونه بارز آن
شبهات مربوط به دوستي دختر و پسر است
. مطلب مهمي كه در تمامي شبهات غير معرفتي بايد توجه
داشت اين است كه در اين موارد ، او بيش از يك پاسخ عقلي نيازمند يك برخورد روانشناختي و اخلاقي
است و اگر برخورد به صورت درست و سنجيده انجام شود م يتواند، دقيقا همان محل شبهه را زمين هاي
براي رشد معنوي مخاطب سازد كه توضيح آن در بخش دوم مي آيد؛ ا نشاءالله تعالي
.
۲
. به لحاظ متكلم
اثبات شخصيت خود
: مهترين نكت هاي كه معلم ديني در مورد خود براي تاثيرگذاري بر دان شآموز بايد .a
مراعات كند، اين است كه شخصيت خود را براي دان شآموز بقبولاند
. انسانها عموما چنينند كه بيش از
آنكه به محتواي سخن توجه كنند، اول توجه م يكنند كه گوينده اين سخن كيست و اگر شخصيت او را
قبول داشته باشند، اغلب سخن وي را قبول مي كنند، مخصوصا اگر باور كرده باشند كه او با اين سخنان
دنبال نفع شخصي خود نيست
. ٢ اين اثبات شخصيت در چند مورد بايد انجام شود:
شخصيت علمي
: دان شآموز بايد معلم خود را انسان باسواد و انديشمندي بداند تا حقانيت سخن وي را .i
بپذيرد
. يعني باور كرده باشدكه اگر معلمش سخني مي گويد، درباره اين سخن خوب فكر كرده و
سخنش منطقي و مستدل است
. لذا پرداختن به تقويت علمي خود ضرورت دارد. البته نكات ديگري
نيز در زمينه تثبيت شخصيت علمي اهميت دارد
. يكي از آنها اين است كه معلم اگر مطلبي را واقعا
2
.« ما اسألكم عليه من اجر » .شايد به همين دليل است كه پيامبران مرتبا اصرار دارند كه
٣
داشته باشد
. برخي م يپندارند اين « نم يدانم گفتن » نمي دانست، به ندانستن خود اعتراف كند و جرأت
كار شأن علمي معلم را زير سوال مي برد، درحالي كه اگر درست عمل شود اطمينان مخاطب بيشتر
م يشود زيرا درك مي كند كه اين فرد انساني است كه اگر چيزي را بلد نباشد ،بيهوده از خود نمي بافد
.
البته اين درست عمل كردن به اين است كه در اسرع وقت تحقيق كند و پاسخ صحيح را به دان شآموز
هاي بعدي رها شود، لطمه خود را به وجهه
« م يدانم » ها بدون « نم يدانم گفتن » بگويد؛ وگرنه اگر اين
علمي معلم خواهد زد
. اگر شخصيت ما نزد دانش آموز اعتبار اخلاقي نداشته باشد، قطعا زمينه اي براي
پذيرش سخن ما وجود نخواهد داشت
.
شخصيت اخلاقي
: در زمينه ضرورت تقويت اخلاقي خود نيازي به توضيح نيست و شايد همين .ii
همه ما نيك
.« كيف يصلح غيره من لايصلح نفسه » : حديث اميرالمومنين علي هالسلام كفايت كند كه
م يدانيم كه پاسخهاي ما همواره زباني نيست بلكه تاثير عمل ما در هدايت ديگران بمراتب بيش از
سخن ماست
: كونوا دعاة الناس بغير السنتكم. و دانش اموز بيش از آنكه به سخن ما بنگرد، به رفتار ما
توجه م يكند
.
بروز شخصيت آزاد انديش
: يكي از معيارهاي مهم دان شآموزان براي توجه و قبول سخن معلم اين است .b
كه او را انساني آزادانديش بدانند و نه فردي متعصب
. اگر او را آدمي متعصب بدانند پاسخهايش را صرفا
ناشي از تعصب قلمداد مي كنند و بدانها وقعي نمي نهند
. البته آزادانديشي به معناي دمدمي مزاجي و
ب يغيرتي در برابر حقيقت نيست، بلكه به اين معناست كه‐ با اقتدا به سيره ائمه اطهار عليه مالسلام‐
سخن مخالف را در كمال آرامش و بردباري گوش دهد و بگذارد وي با آسودگي تمام حرفش را
بزند ،آنگاه با دلايل محكم پاسخ دقيق و كوبند هاي بدهد و البته اگر در سخن خودش نيز خطايي بود در
كمال تواضع بپذيرد
. يكي از نمون ههاي مهمي كه معلم ديني در اين زمينه در جامعه امروز مواجه م يشود
اشكالاتي است كه در خصوص برخي مسئولين نظام يا مشكلات اقتصادي و
... كشور مطرح م يشود و
دان شآموز، معلم ديني را وكيل مدافع همه كارهاي درست و غلط مسئولين قلمداد مي كند
. برخي گمان
م يكنند بايد به همه اشكالات پاسخ گفت و همين از عواملي است كه تلقي وكيل مدافعي را در ذهن
دان شآموز تشديد مي كند
. حق اين است كه برخي از اشكالات مطرح شده، اشكالات واردي است و بايد
با كمال جرات اين اشكالات را پذيرفت و بين رفتارهاي غلط و صحيح مسئولين كشور تفاوت گذاشت تا
دان شآموز هم درك كند كه ما تعصب بيجايي نداريم و آنگاه است كه دفاع ما هم مقبول خواهد افتاد
. ٣
نترسيدن از تعقل و تمايز گذاشتن بين تعقل و تخيل
(تفكيك شبهه و سوال): نكته ديگري كه در اين .c
زمينه اهميت دارد اين است كه معلم ديني بايد كه از تعقل و تفكر دان شآموزان نترسد و البته بين بين
3
. اين رويكردي است كه مقام معظم رهبري در اغلب خطاباتشان به افراد حزب اللهي مطرح كرده اند. ايشان در يكي از سخنراني هايشان خطاب به بسيج
معلوم است كه مقصود اصلي از
«. بسيج بايد پردار مبارزه با مفاسد اقتصادي شود تا جايگاه شايسته خود در مرد م را دوباره به دست آورد » ، فرمودند
مفاسد اقتصادي در كشور ما، مفاسد اقتصادي پاره اي از مسئولين است
.
۴
تعقل و تخيل فرق بگذارد
. در منطق دين عقل يك نيروي قدسي و الهي است كه هي چگاه خطا نم يكند و
اگر خطايي پيش آيد ناشي از مغلوب واقع شدن عقل تحت سيطره خيال يا غريزه يا شهوت است
. پس
نبايد از تلاش عقلي دانش آموزان بترسيم و البته بايد آنها را هدايت كنيم كه تخيل را با عقل اشتباه نگيرند
.
در اينجا مناسب است توضيح مختصري در باب تفاوت سوال و شبهه داشته باشيم
. سوال درجايي است
كه مطلب نامعلومي مورد پرسش واقع مي شود اما شبهه بيش از آنكه يك پرسش باشد، پاسخ غلطي به
يك سوال مفروض است
. در هر مطلبي يك ديدگاه درست و حق وجود دارد اما هزاران سخن باطل شبيه
به آن حق وجود دارد كه اينها شبهه نام دارند
. ٤ شبهه گاهي به صورت جمله خبري بيان مي شود كه كاملا
چون شر و بدي در جهان هست، پس خدايي كه خير
» : تشخيص آن واضح است؛ مثلا وقتي گفته شود
٥
اما در بسياري از موارد در قالب يك جمله سوالي مطرح «. محض و عادل مطلق باشد وجود ندارد
اين جمله يك جمله خبري
(شبهه) را مفروض «؟ چرا اسلام يك دين مردسالار است » : م يشود. مثلا
و سپس سوال كرده كه چرا چنين است
. در حالي كه اول «. اسلام يك دين مردسالار است » : گرفته كه
٦
و اگر م يتوانست پاسخ مثبت اين سوال را «؟ آيا اسلام يك دين مردسالار است » بايد سوال مي شد كه
لذا قبل از هر سوالي، ابتدا بايد با تحليل دقيق، شبه هها را به سوالات
.«؟ چرا » : اثبات كند، آنگاه م يپرسيد
درست تبديلكنيم و پيش فرضهاي مطلب را شفاف كنيم تا روال پاسخگويي ساده شود و در اين حالت
خواهيم ديد در بسياري از موارد ، با بررسي پي شفرضها، شبهه خودبخود مرتفع مي شود و اگر معلم ديني
بتواند نشان دهد كه سخن مخالف دين، شبه هاي سس تبنياد و برخاسته از تخيل است نه سوالي منطقي و
عقلي، اطمينان دانش آموز به او بيشتر خواهد شد
.
4
. حضرت اميرالمومنين علي هالسلام مي فرمايند: سمي الشبهة شبهة لانه شابه الحق. شبهه را بدين جهت شبهه ناميده اند كه شبيه به حق است.
5
. براي پاسخ اين شبهه: ر.ك: مرتضي مطهري، عدل الهي، مبحث مساله شر
6
و در واقع پاسخ سوال فوق منفي است، ر.ك: عبدالله جوادي آملي، زن در آيينه جمال « در اسلام ارزش زن و مرد برابراست » . براي تبيين اين مطلب كه
۱۰۲ و مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام
. ‐ و جلال، ص ۷۱
۵
ب‐ چگونگي پاسخ به شبهات
در عين حال كه شبهات را به دو دسته معرفتي و غير معرفتي تقسيم كرديم اما چنين نيست كه مكانيسمهاي
پاسخگويي به اين دو دسته كاملا متفاوت باشد
. البته در سوالات و شبهات معرفتي، پاسخها عموما بايد خصلت
تبييني داشته باشند، يعني مقدماتي كه منجر به ايجاد سوال وشبهه شده ابتدا مورد نقد و بررسي قرار گيرد و سپس
در يك روال منطقي مقدمات صحيح بحث ارائه م يشود و از مقدمات نتيج هگيري لازم به دست م يآيد
. اما در
سوالات و شبهات غير معرفتي، چنان كه قبلا هم گفتيم مهمترين كار يك برخورد مناسب روانشناختي است
. اكنون
به مهمترين اموري كه هنگام پاسخگويي بايد مورد توجه قرار داد مي پردازيم
:
۱
. موقعيت سنجي بيان مطلب:بيان بسياري از مطالب موقعيت خاصي را طلب مي كند كه ارائه آنها اگر در
موقعيت مناسب باشد تاثير سخن را بسيار بيشتر خواهد كرد
. اين موقعيت سنجي تا بدانجا اهميت دارد كه گاه
انجام يك عمل خاص در يك موقعيت خاص، بدون اينكه حتي صحبتي رد و بدل شود، پاسخ قاطعي بر شبهه
مطرح شده م يباشد
. گاه اقتضاي موقعي تسنجي اين است كه بلافاصله پاسخ نگوييم بلكه منتظر لحظه اي
باشيم
– يا زمينه وقوع حادث هاي را فراهم آوريم‐ تا در آن موقعيت منطق ما خودبخود براي مخاطب مورد
پذيرش قرار گيرد
. نمونه: اقدام امام صادق عليه السلام در پاسخ كسي كه مي گفت چرا قيام نمي كنيد. يا
شكستن بتها توسط حضرت ابراهيم و گذاشتن تبر بر دوش بت بزرگ
. تفصيل بحث در حماسه حسيني، ج ۱
۲
. طراحي سير بحث: استفاده از روش پرسش و پاسخ هدايت شده: هنگام پاسخ به يك شبهه بايد سير منطقي و
مشخصي براي رسيدن به نتيجه در ذهن داشته باشيمو به خاطر تداعي معاني هايي كه در ضمن بحث پيش
م يآيد، رشته سخن را گم نكنيم
. مخصوصا ايد هآل آن است كه بتوانيم با يك سلسله پرسشهاي هدفمند،
مخاطب را گام به گام به مقصود خود نزديك سازيم تا به اشتباه بودن موضع نخستين خود پي ببرد
. اين روش
به روش سقراطي معروف است و افلاطون در اغلب آثار خويش مباحث خود را اين گونه بيان كرده است
.(
مثلا ر
.ك: رساله گرگياس در نقد سوفسطاي يگري) از نومن ههاي بارز و زيباي اين روش را در مناظرات
معروف امام رضا علي هالسلام با علماي اديان مختلف در اثبات برتري دين اسلام مي توان يافت
. ر.ك: اصول
، كافي، ج ۱
۳
. سرماي هگذاري بر نقاط قوت براي رفع نقاط ضعف
شخصيت دادن،كرامت نفس) يكي از مباني مهم تفكر
ديني اين است كه در جهان باطل و شر محض وجود ندارد و هميشه هر باطلي خود را در لباس حق مخفي
م يكند و از نيروي حق براي تاثيرگذاري استفاده مي كند
. ٧ توجه به اين مطلب توان فوق العاد هاي به ما در
پاسخگويي به شبهات مي دهد
: از آنجا كه اسلام دين حق و حاوي حقيقت كامل است و هر شبه هاي نومد
7
. حضرت اميرالمومنين م يفرمايد: فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي المرتادين و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن
المعاندين ولكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك استولي الشيطان علي اوليائه و ينجو الذين سبقت لهم من الله الحسني
. ( جالبلاغه،
(
خطبه ۵۰
۶
ناقص يا سوءاستفاده از يك حقيقت است، بهترين روش اين است كه در پاسخ هر شبهه نشان دهيم آن بخش
حقيقت سخن‐ كه شبهه بر آن سوار شده است‐ را قبول داريم اما اولا به معناي صحيح و عميق آن، و ثانيا
اسلام همان مطلب حق را به نحو جامعتر و با ملاحظه ساير حقايق مطرح م يكند
. نمونه بارز به كار گيري اين
روش توسط استاد مطهري در كتاب انسان كامل و نيز مقاله رهبري نسل جوان در كتاب ده گفتار انجام شده
است
.
۴
. گره زدن پاسخ عقلي به اقناع عاطفي: موارد متعددي با اين امر مواجه م يشويم كه مخاطب به لحاظ عقلي و
استدلالي كوتاه م يآيد ولي ملتزم به مفاد سخن نمي ماند و همچنان روش نادرست خود را ادامه مي دهد
. در
اين موارد غالبا جو اجتماعي يا ساير عوامل بيروني يا خواست ههاي نفساني مانع مي شود كه در مقام عمل
تسليم حقيقت شود، با اينكه در مقام نظر حقيقت را قبول كرده است
. در اين موارد حتما بايد علاوه بر پاسخ
عقلي به اقناع عاطفي نيز بپردازيم و به ياد داشته باشيم كه تنها عامل موثر در وجود انسانها عقل و منطق
نيست، بلكه تصميم گيري آنها تحت نفوذعوامل فراواني قرار دارد كه عقل تنها يكي از آنهاست و حتما بايد
عوامل عاطفي نيز به برهانهاي عقلي ضميمه شوند تا انسان در مقام تصمي مگيري موفق شود
. شايد يكي از
علل مهم تاكيد بر زنده نگه داشتن ياد عاشورا
– نه فقط از طريق بحث و بررسي استدلالي، بلكه‐ از طريق
مراسم عزاداريها توجه به همين امر باشد
. نمونه بارز چنين رويكردي را در كتاب علل گرايش به ماديگري
شهيد مطهري مي توانيد بيابيد
.
۵
. طراحي پاسخهاي تمثيلي (شيوه يافتن "كليِ بحث" و يافتن مثال نقضهاي مشابه) از قويترين شيو ههاي تفهيم
مطالب و تاثيرگذاري در مخاطب استفاده از روش تمثيل است كه نمونه بارز اين را در مباحث حجه الاسلام
قرائتي مي توان مشاهده كرد
. حقيقت اين است كه به لحاظ منطقي قويترين روش استدلال براهين قياسي است
كه سير از كلي به كلي دارد و ضعيف ترين روش به لحاظ منطقي و البته در عين حال قويترين روش به لحاظ
اقناعي روش تمثيلي است كه سير از جزيي به جزيي است
. لدا بهترين روش اين است كه آدم خود به روش
قياسي بينديشد اما سخنش را در قالب تمثيلي بيان كند
. نكته مهمي كه در اين زمينه بايد توجه داد اين است
كه غالب افراد منتظرند كه تمثيلهاي بالبداهه به ذهنشان خطور كند در حالي كه آماده كردن تمثيلهاي مرتبط
همانند هر فعاليت علمي گاه نيازمند تلاش جدي و آمادگي پيشيني است
.
۶
. ارائه پاسخهاي تبييني: گاه حل مطلب جز با تبيين كامل يك بحث ميسر نم يشود. انسان بايد متوجه باشد كه
افراط در بيانهاي تمثيلي مي تواند منجر به شكل گيري اين ديدگاه در مخاطب شود كه گويي گوينده پاسخ
منطقي محكمي در اختيار ندارد
. البته در بيان پاسخهاي تبييني بايد به سطح درك مخاطب و داشتن فرصت
كافي براي تبيين مساله توجه شود
.
۷
. پاسخ به شبهات غيرمعرفتي(محور انفعالي): در محورشبهاتي كه آنها را شبهات انفعالي ناميديم، مهمترين اقدام
يك برخورد مبتني بر اصول روانشناختي است
. اين برخورد روانشناختي، پيش از همه با ابراز همدردي و
قوت قلب دادن ميسر م يشود
. در بسياري از موارد كه مخاطب با يك مصيبت روبرو شده م يتوان با ظرافت
٧
را براي او نشان داد و با نقل برخي از حكايات
« ان مع العسر يسرا » تمام، نمون ههايي از تجلي آيه شريفه
بزرگان كه چگونه با صبر در چنين موقعيتهايي به مقامات بالاي معنوي دست يافت هاند، او را تسلي داد
. همچنين
اورا مي توان به امور عظيمتري متوجه كرد كه مشكل وي دربرابر آنها هيچ است،
٨ يا اينكه با تقويت
خداشناسي وي، نشان دهيم چگونه خداونددر هر حادث هاي مصلحت ما را م يخواهد
. در بسياري از موارد
م يتوان از همان مصيبت وارده حداكثر استفاده را براي رشد شخصيت اخلاقي و معنوي مصيبت زده به كار
برد و اين كاري است كه در سيره ائمه به خوبي مورد استفاده قرار گرفته است مانند اينكه نوعي خداشناسي
عميق را آموزش داده اند كه انسان حتي براي بزرگترين مصيبتها‐ مثل مصيبت عظيم عاشورا
٩ – نيز بايد خدا
را شكر كند
. ١٠
۸
. پاسخ به شبهات غيرمعرفتي(محور ايجابي) گاهي اوقات لزوما مخالفت با حقيقت ناشي از عامل بيروني
نيست، بلكه برخي از ابعاد نفس اماره عامل اين امر مي شود
. عامل چنين شبهاتي اموري همچون فشار غريزه
جنسي يا احساس استغنا
١١ ، غلبه قوه غضبيه بر وجود آدمي و ... م يباشد. در خصوص اين گونه شبهات غير
نه
» معرفتي كه آنها را شبهات ايجابي ناميديم، مهمترين كار اين است كه علاوه بر نقد عملكرد وي، فقط به
در برابر خواسته هاي افراد نپردازيم بلكه راهكار ايجابي نيز ارائه دهيم
. در اين موارد اولين وظيفه اين « گفتن
و سعي
« من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه » است كه كرامت انساني وي را مورد تاكيد قرار دهيم چرا كه
كنيم اين فضا را برايش ترسيم كنيم كه اگر تقوا پيشه كند چه رشد حقيقي در شخصيت وي پديد خواهد آمد
.
ثانيا در مواردي كه اسلام راهكار مجاز شرعي قرار داده از اسلام جلو نيفتيم
. در اسلام بين حرام و مكروه
تفاوت است و همين طور بين مستحب و واجب
. تحميلِ نابجاي (البته نه تشويق مناسب) مستحبات گاه
موجب فراري شدن فرد از اصل واجب م يشود كه نمونه آن را گاه در مساله حجاب شاهديم
. همچنين گاهي
ما به خاطر تعصبات فرهنگي حلال خدا را در مقام عمل حرام يا بدتر از حرام جلوه مي دهيم كه نمونه آن
موضعي است كه بسياري از افراد در قبال مساله ازدواج موقت در پيش مي گيرند كه حاضر مي شوند دختران و
پسران جوان رو به سوي دوست يهاي نامشروع بياورند و نهايت كارشان به گناه كشيده شود اما از تجويز
ازدواج موقت براي ايشان خودداري مي كنند
.
8
. حضرت امير در پايان برخي جنگها كه خطبه خوانده اند، ابتدا بحثهايي درباره عظمت آسماا و زمين ايراد فرموده اند. شايد علتش اين باشد كه مردم
داغدار اندكي وسعت ديد پيدا كنند و متوجه شوند كه مرگ يكي دو تن از عزيزانشان كه براي آا بزرگترين مصيبت عالم قلمداد مي شده، دربرابر وقايعي
كه در اين عالم رخ مي دهد ،هيچ است
.
9
. در فقره پاياني زيارت عاشورا با اذعان به مصيبت بودن اين حادثه، خدا را به خاطر آن شكر مي گوييم: اللهم لك الحمدحمدالشاكرين لك علي
.(
مصام، الحمدلله علي عظيم رزيتي. (بحارالانوار، ج ۹۸ ، ص ۲۹۲
10
. اَّلذِي ن ا ست جابوْا لِلّهِ وال ر سولِ مِن بعدِ مآ أَصابه م اْلقَ ر ح لِلَّذِي ن َأ ح سنوْا مِنهم واتَقوْا َأ ج ر عظِي م اَّلذِي ن قَا َ ل َله م النا س إِنَّ النا س قَ د ج معوْا َل ُ ك م فَا خش و ه م
۱۷۴‐ فَزاد ه م إِيمانًا وَقاُلوْا ح سبنا الّله ونِع م اْلوكِي ُ ل سوره آل عمران، آيه ۱۷۳
11
. ان الانسان ليطغي ان رآه استغني
برچسب ها
: