| كاربران آنلاين(۰ نفر) | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت

بالاترين در وبلاگ يا وبسايت شما
شما ميتوانيد با قرار دادن كد زير در وبلاگ و يا وبسايت خود آخرين مطالب بخش بالاترين را در وبلاگ خود داشته باشيد

<script language="javascript" type="text/javascript" src="http://www.choogh.com/balast.php"></script>

موضوع :

اخبار و رسانه

۱ راي


۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۵ و ۲۸ دقيقه و ۳۱ ثانيه بعد از ظهر

عنوان :



“عشق”




روزها را به شوق با تو بودن به شب مي رسانم و شب هنگام كه مي شود قطره هاي شب را در جام

زندگيم مي ريزم ... ! سپيده صبح كه مي دمد مانند غزل هاي نيمه تمام و خط خورده اي هستم كه

منتظرم قلمي " پايان " را بر كارنامه آن روزم بنگارد !


روزها مي گذرند و اين ساعت ديواري اتاق مشتركمان است كه ما را از هم دور مي كند .. ! كاش

هميشه شب بود ... ! كاش لحظات شب كشدار بودند و تا بينهايت ادامه داشتن ، انگاه ما مي

توانستيم تا ابديت با هم حرف بزنيم ...!


امشب دلتنگم و عجيب آنكه دلتنگي امشبم رنگ و بويي ديگر دارد ... ! گويي امشب هزاران برابر

بيشتر از مجنون ، عاشق ليلي دلت هستم ...! مجنوني كه در بيابان خاطرات كوتاهي كه با تو داشته

حيران و سرگردان به دنبال ردپايي از تو مي گردد .


و تو مي آيي ! بي آنكه با ناز آمدنت ليلايي از تبار مجنونت را در انتظار آمدن بي تاب كني ...!

 


 

برچسب ها

:


Furl this Post! Bookmark Post in Technorati Add Post to del.icio.us Digg this Post! Add To Balatarin Add To 100 C

ارسال ديدگاه

۳۰۰ كاراكتر ديگر مجاز است

مطالب ديگر ارسال شده توسط كاربر

rahkarekhtyiarzankhoda ddKHODA'KHIبازگشت ارواحقلب ماسه ايعشقbaran