كاربران آنلاين(۲۱ نفر) | چت و گفتگوي آنلاين | انجمن سايت | تبليغات | تماس با ما
ورود اعضاء | عضويت در سايت


“فراموش شده ...”

  

۱ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۴۶ دقيقه و ۳۲ ثانيه شب

فراموش شده ... توكه رفتي دلم به دنبال تومي دويد.اما نمي دانم پشت كدام حصارجاماند. كه من امروز از تو بي خبر ماندم.... روزهاست به فراموش كردنت فكر مي كنم به اين كه عشق فقط مي تواند ازعشق حرف بزندولي تو............ امروزشايدفراموشت كرده باشم زيراواري كه بعد ازرفتنت برسرم ريخت اما.نمي دانم چرا؟نمي خواهم باور كنم كه: فراموشت كرده ام. قلبم نيست ولي دلم هنوزبرايت شورمي زند. گويي هنوزدوستت دارم وهنوزخوشبختي من.دوست داشتن توست يادت با ...

ادامه مطلب ...




“يك شعر عاشقانه از يك شاعر بزرگ”

  

۲ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۴۱ دقيقه و ۴۷ ثانيه شب

اي عشق ، اي ترنم نامت ترانه ها معشوق آشناي همه عاشقانه ها اي معني جمال به هر صورتي كه هست مضمون و محتواي تمام ترانه ها با هر نسيم ، دست تكان مي دهد گلي هر نامه اي ز نام تو دارد نشانه ها هر كس زبان حال خودش را ترانه گفت : گل با شكوفه ، خوشه گندم به دانه ها شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز دريا به موج و موج به ريگ كرانه ها باران قصيده اي است تر و تازه و روان آتش ترانه اي به زبان زبانه ها اما مرا زبان غزلخواني تو نيست شبنم چگونه دم زند ا ...

ادامه مطلب ...




“شعر 1”

  

۲ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۴۱ دقيقه و ۲۳ ثانيه شب

اين بار هم نيامده بودي سر قرار گفتي : « اگر كه عاشقمي ، كو نشانه ات ؟ » من عاشقم ( نشان به همين قلب بي قرار ) بر روي ريل هاي زمان خيره مانده ام شايد تو را بياورد از راه ، يك قطار حرف دلم عصارة اين چند واژه است تا كيْ شكست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار ؟ تقويم ها نبود ِ تو را ناله مي كنند در سال هاي ساكت و بي روح و مرگبار تقويم ، بي تو هر چه كه باشد ، قشنگ ...

ادامه مطلب ...




“چند عاشقانه كوتاه”

  

۱ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۴۰ دقيقه و ۲۳ ثانيه شب

سوزني از پيوند و نخي از پيمان بدهيدم كه بدوزم همه فاصله ها را با شوق تا دگر فاصله اي يافت نگردد به جهان گر مريد ره عشقي فكر بدنامي مكن بي ستون كندن فرهاد نه كاريست شگفت شور شيرين به سر هر كه فتد كوه كن است ديروز مي گفتي: - همين فردا امروز مي گويي: - همين فردا فردا كه آيد نيز خواهي گفت: - باشد همين فردا، همين فردا.... اي مانده در ويرانه رويا امروز را درياب! اين آخرين فردا!! فريادي است در سكوتم از دوست داشتن و جاده است در نگاهم از عشق ورزيدن اما نه سكوتم را خواندي ...

ادامه مطلب ...




“يك مناجات عاشقانه”

  

۳ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۳۹ دقيقه و ۵۸ ثانيه شب

خدايا دلم گردابي عظيم است كه واژه ها گم شده اند در پيچ وتابش يادت ميكنم و ميدانم در مشغله هايم فراموش كرده ام چقدر نزديكي به من فريادت ميكنم و از ياد برده ام نجواهايم را ميشنوي دويده ام به سويت در هر سو و ندانسته ام كه تو در وجودم جايگاهي بلند مرتبه داري چشم دل به همه ي آنچه نشانه ام قرار دادي بسته ام دستم را بگير در روياهاي بلند و بالايم نگذار در اوج لذت رسيدن بالهايم خيس از ترنم باران حادثه ...

ادامه مطلب ...




“غمنامه”

  

۲ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۳۹ دقيقه و ۱۸ ثانيه شب

دردمندم كن زخم اشنايم...اي تار نواي تيرگي سرنكني...جز عشق مرا به هيچ ساغر نكني...چون زخمه رسد به جانت اي مرسه جان...درد دل خود به جان دلبر نكني نام...عاشق دل شكسته....لقب...بي كس تنها ...نام پدر...درياي غم...نام مادر ...تشنه محبت...جرم...عاشق شدن...عاقبت نابودي فنا...........................از روزي كه حضورت معناي زندگي ام شد...تنها كسي كه حكايت بي هنتهاي عشق را در گوش جااااااااااااانم زمزمه كرد....تو بودي عشق من...... مي خواهم از زماني كه برايم با ...

ادامه مطلب ...




“sms”

  

۴ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۳۸ دقيقه و ۷ ثانيه شب

انشجو : موجودي است نحيف ، بي پول و عصبي شبيه انسان كه از تخم مرغ و گوجه تغذيه ميكند و دشمنيه عجيبي با كتاب دارد . . . ! بي تو هرگز نمي تونم زندگي كنم . . . پس بيا با هم گور به گور بشيم در زندگي بارون نباش كه فكر كنند با منت خودتو به شيشه مي كوبي ، ابر باش تا منتظرت باشن كه بباري ميدوني حريص ترين جانور چيه؟ مگسه - و قانع ترين كدومه؟ عنكبوته - و جالبه كه بدوني حريص ترين موجود هميشه خوراك قانع تريم ميشه . . . ...

ادامه مطلب ...




“قشنگ”

  

۲ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۸ و ۳۷ دقيقه و ۱ ثانيه شب

لابلاي اعداد اعشاري كلاس هشتم پاورق ي از تو نبود كه از ذهنم جا ماندي درست ميان كاغذ هاي پاياني و فيلم هاي كاغذي بغل تخته سبز تصوير گچي تو كنده كاري شد همان روزهايي كه دوستي نه هم سال موهايش را سفيد كرده بود براي پلاكارت رفتن با حنجره اي كه نمانده طعمش ديگر روزهايي كه قاب تصويرم با پيكاني بي سر به سوي تو روانه شد غروب هايي كه پرواز فلامينگوها را كوك كردم براي طلوعي دور از رسيدن اما حالا غلت زنان به جستجوي تو كجاي من پنهان شده اي؟ من دوباره در انتظار ل ...

ادامه مطلب ...




“گل اشكام”

  

۱ راي


۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ و ۵۷ دقيقه و ۴۰ ثانيه ظهر

گل اشكامو كسي ازلب گونه هام نچيد وقتي ازاينجامي رفتم كسي قلبش نتپيد موقع رفتن من هيچ كسي دس تكون نداد حتي جاده راهمو درس بهم نشون نداد من بدنبال بديهاي همه خوب اومدم لاي اين همه رفيق چقدر غريبه مي زدم بدجوري دلم واسه خودم مي سوزه اين روزا منه دلخسته با سردرگميام برم كجا؟ گل اشكام ديگه پژمرده شدن روگونه هام تا ته اين سفرمي رم و هيچ وقت نميام

ادامه مطلب ...




“نياز روز”

  ( ۱ نظر )

۲ راي


۱۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۵ و ۵۴ دقيقه و ۲۶ ثانيه بعد از ظهر

niyaz-roz.blogfa.com خريد آنچه نياز داريد

ادامه مطلب ...


۱